لغت نامه دهخدا
کتلچی. [ ک ُ ت َ ] ( ترکی، ص مرکب ) در جمع کتلچیان، عمله سلطنتی که شغلشان برپا کردن سراپرده و خیمه و چادر است. ( از ناظم الاطباء ). || متصدی کتل. رجوع به کتل شود.
کتلچی. [ ک ُ ت َ ] ( ترکی، ص مرکب ) در جمع کتلچیان، عمله سلطنتی که شغلشان برپا کردن سراپرده و خیمه و چادر است. ( از ناظم الاطباء ). || متصدی کتل. رجوع به کتل شود.
عمله سلطنتی که شغلشان برپا کردن سراپرده و خیمه و چادر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتلین که از کارکنان هتل محل اقامت کوبی برایانت در کلرادو بود، ادعا کرد که کوبی، شب قبل از جراحی زانویش به او تجاوز کردهاست. کوبی برایانت رابطهٔ جنسی با کتلین را پذیرفت اما اتهام تجاوز جنسی را رد کرد.
💡 راب فرزند اول و بزرگترین فرزند ادارد و کتلین استارک است. معروف به گرگ جوان حاکم و محافظ شمال پس از پدرش ادارد استارک در قلعه وینترفل بود
💡 یکی از آثار جالب توجه، روستای دشتک، راه پلهای به نام کتل است. که یک هزار و ۲۰۰ پله سنگی دارد و در گذشته از طریق آن به نقاط دیگر تردد مینمودند. آسیابهای قدیمی روستا، مشتمل بر۶ آسیاب قدیمی است که در گذشته مورد استفاده مردم بودهاست آسیابهای قدیمی نشانههای فرهنگی و از آثار تاریخی روستای دشتک است.
💡 شخصیت «بران» و کارهایی که انجام میدهد، بیشتر از نگاهِ دیگران و از جمله کتلین استارک و تیریون لنیستر مشاهده یا توصیف میشود و در رمان اصلی، یک شخصیتِ فرعی و پشتصحنه است.
💡 کتل امامزاده هاشم، روستایی از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل در استان مازندران ایران است.
💡 کتل به معنای جای بلند و رفیع است. در حقیقت این منطقه یک گردنه است که بلندترین بخش جاده هراز میباشد.