کت گنبد

لغت نامه دهخدا

کت گنبد. [ ک َ ت ِ گُم ْب َ ] ( اِخ ) نام محلی است فرسخی بیشتر مغرب سروستان است. ( از فارسنامه ناصری ). رجوع به کته گنبد شود.

فرهنگ فارسی

نام محلی است فرسخی بیشتر مغرب سروستان است

جمله سازی با کت گنبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حَمل تو آرد همی هر بامدادی آفتاب تا به دیوانش خراج‌ گنبد اخضر دهد

💡 همی تا گنبد گردون نگیرد با زمین پستی همی تا چشمۀ خورشید سر بر دارد از خاور

💡 رسید عدل تو جائی که زیر گنبد چرخ کبوتر از پر شهباز سایبان دارد

💡 این زمان چون شد که آهم از شرار تشنگی شعله افروز از زمین تا گنبد خضر استی

💡 از حادثات گنبد خضرا، نه بر مراد این صدر همچو گنبد خضرا گذاشتم