کاسه به چین ب

لغت نامه دهخدا

کاسه به چین بردن. [ س َ / س ِ ب ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) مثل است نظیرزیره به کرمان بردن. ( از امثال و حکم ):
که می برد به عراق این بضاعت مزجات
چنانکه زیره به کرمان برند و کاسه به چین.سعدی.

جمله سازی با کاسه به چین ب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوسته دود کاسه به کف از پی خورشید آن کس گه چو مه حسن خداداد ندارد

💡 هر چه گردون سیه کاسه به منت بخشد خون مرده است به چشم من، اگر آب بقاست

💡 ز ماه کاسه به کف هر شب از شهاب عصا فلک طواف کنان گرد در گدای من است

💡 وی در فیلم مثل یک عاشق ساختهٔ عباس کیارستمی در کنار ریو کاسه به ایفای نقش پرداخت.

💡 می خور از کاسه به حدی که اگر خاک شوی مست گردند ز بوی گل تو کوزه‌گران

💡 با حریفان قلندر به خرابات شدیم زهد بر هم زدهء کاسه به کف، کوزه به دست

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز