کار چون زر شدن

لغت نامه دهخدا

کار چون زر شدن. [ چ ُ زَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از رونق و نظام یافتن کار. ( آنندراج ). پخته و بسامان و بدلخواه شدن. ( امثال و حکم دهخدا ):
گر نیستی از جور دلت چون حجر ای دوست
با عارض چون سیم تو کارش چوزرستی.امیرمعزی ( از آنندراج ).گفتم از زر کار من چون زر شود غافل که چرخ
چون گل رعنا مرا از کاسه زر خون دهد.صائب ( از آنندراج ).آن به که نمایم سفر اندر طلب سیم
تا کار من از سیم شود ساخته چون زر.قاآنی.

فرهنگ فارسی

کنایه از رونق و نظام یافتن کار

جمله سازی با کار چون زر شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز هجر و وصل چه اندیشه میکنی اهلی که واقفست که انجام کار چون گردد

💡 دیدی که چرخ، شیشه زنهار چون شکست؟ کارش به دست حادثه در کار چون شکست؟

💡 گرچه دردم ز طبیب است ولی آخر کار چون رسد کار بجان هم خبرش باید کرد

💡 زکردهای خود انجام‌ کار چون دانی که‌کردگار به دوزخ ترادهد مسکن

💡 بر رسم داد خواهان زد دست بر عنانش آیا ز دست وحشی این کار چون برآمد

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز