کار اب و گل

لغت نامه دهخدا

( کار آب و گل ) کار آب و گل. [ رِ ب ُ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از بنا نهادن و مرمت شکسته کردن. ( آنندراج ):
مدتی کارِ آب و گِل پرداخت
وندر آن کوی، خانه ای نو ساخت.امیرخسرو.

فرهنگ فارسی

( کار آب و گل ) کنایه از بنا نهادن و مرمت شکسته کردن

جمله سازی با کار اب و گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخن درین توحید نه کار آب و گل است، و نه جای زبان و دل است. موحّد ایدر بزبان چه گوید، که حالش خود زبان است! عبارت چون کند از آن توحید، که عبارت از آن عین بهتان است! این توحید نه از خلق است، که آن از حق نشان است. از آنست که رستاخیز دل، و غارت جان است.

💡 ای زخود غافل چه در تعمیر تن جان می کنی زندگانی صرف شد در کار آب و گل ترا

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز