لغت نامه دهخدا
چین اندرون. [ ن ِ اَ دَ ] ( اِخ ) ظاهراً چین اصلی مراد باشد: پادشاه چین اندرون را تغزغزخاقان گویند. ( مجمل التواریخ والقصص چ بهار ص 420 ).
چین اندرون. [ ن ِ اَ دَ ] ( اِخ ) ظاهراً چین اصلی مراد باشد: پادشاه چین اندرون را تغزغزخاقان گویند. ( مجمل التواریخ والقصص چ بهار ص 420 ).
ظاهرا چین اصلی مراد باشد.
💡 به چین اندرون بود خسرو سه ماه ابا نامداران ایران سپاه
💡 چو شبرنگ مه لعل در زین کشید در ابرو ز خشم اندرون چین کشید