لغت نامه دهخدا
چگرزن. [ چ ُ گ ُ زَ ] ( نف مرکب ) زننده و نوازنده چگر. چگرچی. آنکس که هنر چگرزدن و چگور نواختن داند. کسی که در چگر زدن مهارت دارد. و رجوع به چگر و چگور و چگرچی و چگرزدن و چگورزدن شود.
چگرزن. [ چ ُ گ ُ زَ ] ( نف مرکب ) زننده و نوازنده چگر. چگرچی. آنکس که هنر چگرزدن و چگور نواختن داند. کسی که در چگر زدن مهارت دارد. و رجوع به چگر و چگور و چگرچی و چگرزدن و چگورزدن شود.
( صفت ) نوازند. چگر چگرچی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی «زنیِ پادِخشای» خوانده میشد که در واقع انتقال قیمومیت دختر از پدر به شوهر بود. انواع دیگری هم از ازدواج بود از جمله «چَگَر» که هنگامی بود که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت و زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان میداد تا فرزند آورد. چگر را به صورت چَکَر هم نوشتهاند. نوع دیگر خویدوده بود که ازدواج با خویشاوندان است.
💡 آن محنت زدگان چگر سوخته، گفتند كه پس نوحه و زارى را براى چه روز بگذاريم،بخدا سوگند كه اين زمان نزد ما مانند روز يستكه حضرترسول از دنيا رفت و مثل روز يستكه اميرالمؤ منين و فاطمه و رقيه و زينب و ام كلثومدختران پيغمبر از دنيا رفتند، خدا جان ما را فداى تو گرداند، اى محبوب قلوب مؤ منان !واى يادگار بزرگواران پس يكى از عمه هاى آنحضرت آمد در حاليكه ميگريست و گفتگواهى ميدهم اى حسين كه در اين وقت شنيدم كه جنيان بر تو نوحه ميگردند و ميگفتند: