چکن دوز

لغت نامه دهخدا

چکن دوز. [ چ َ / چ ِ ک ِ / ک َ ] ( نف مرکب ) چکن دوزنده و کسی که چکن دوزی میکند. ( از ناظم الاطباء ). آنکس که زرکش دوزی و بخیه دوزی کند. کسی که بر پارچه وجامه و قبا، با ابریشم الوان چکن دوزی کند: شما همه موزونیها و... داشتید و همه را مشاهده کردید و در طبع شما نقش آن گرفت همچو شکل چکن دوزان، چون در این جهان آمدید راه غلط کردید و آن را فراموش کردید. ( کتاب المعارف ). رجوع به چکن و چکن دوزی شود.

فرهنگ عمید

کسی که زردوزی و بخیه دوزی کند، کسی که جامۀ زربفت بسازد، آن که پارچه یا جامه را سوزن بزند و ابریشم دوزی کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که زرکش دوزی و بخیه دوزی کند.

جمله سازی با چکن دوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چکن دوز کلاه دست دوزی شده اعیانی که این نوع کلاه از جنس پارچه است که روی آن سوزن‌دوزی می‌کنند.