چهار صباح

لغت نامه دهخدا

چهارصباح. [ چ َ / چ ِ ص َ ] ( اِ مرکب ) چهارروز. چهاربامداد. چهارصباح عمر. چهارروز عمر. چهارروزه عمر. چهارروزه زندگانی. و از آن کوتاهی مدت اراده کنند. و یا کوتاه وانمود کردن مدت خواهند، هرچند که کوتاه نباشد. سپنج. رجوع به چارصباح شود.

فرهنگ فارسی

چهار روز. چهار بامداد چهار صباح عمر چهار چهار روز عمر.

جمله سازی با چهار صباح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یک قیام و چهار اصل و چل صباح که هست ازین سه معنی الف دال و میم بی‌اعراب

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز