چه کندن

لغت نامه دهخدا

چه کندن. [ چ َه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چاه کندن. کندن چاه. حفر چاه. فروبردن چاه در زمین.
- چه کندن برای کسی؛ کنایه است از پاپوش دوختن برای او. بقصد گرفتارساختن کسی. وسایل آسیب دیدن وی را فراهم کردن:
گِردخود چون کرم پیله برمتن
بهر خود چه میکنی اندازه کن.مولوی.دو کس چَه کنند از پی خاص و عام
یکی خوب سیرت یکی زشت نام.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

چاه کندن. کندن چاه. حفر چاه. فرو بردن چاه در زمین.

جمله سازی با چه کندن

💡 اگر ماهی آرد به خشکی شتاب به جان کندن افتد چو مردم در آب

💡 گر از لب شیرین تو یک نکته بگویند از یاد رود کندن کان کوهکنان را

💡 چنان افشرده ذوق بردباری پا بدل واعظ که نتواند دگر از جای کندن حرف بدگویم

💡 سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است قصه صاحبدلان درد دل است افسانه نیست

💡 کوهکن گر جان شیرین کرد صرف بیستون حاصلش ازین تمنا کندن جان است و بس

💡 کشتی‌چسب در جنوب ایران با نام گِشر شناخته می‌شود. کندن گشرهای چسبیده به بدنه کشتی‌ها با ابزاری به نام مُگاشر انجام می‌گیرد. به دلیل برنده بودن و سخت بودن کندن گشر، در فرهنگ جنوب ایران به افراد پیگیر و مصر به اصطلاح گشر گفته می‌شود. در جنوب سیستان و بلوچستان به کشتی چسب‌ها کَرُم گفته می‌شود.

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز