چشم سیل روان
مترادفها
اشکبار، گریان، پر اشک
لغت نامه دهخدا
چشم سیل روان. [ چ َ / چ ِ م ِ س َ / س ِ ل ِ رَ ] ( اِ مرکب ) دریا. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با چشم سیل روان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دو چشم سیل بارم آشنا بس دو مرد آشنا را دو گوا بس
💡 وآن کشته که بد ز خیل یارش میشست به چشم سیل بارش
💡 گر نه آب چشم سیلانگیز من مانع شود هر شبی شهری بسوزد آه آتشبار من
💡 از سر دردی زفان مجنون گشاد از دو چشم سیل بارش خون گشاد
💡 سرگشته ام چو چرخ ازین چشم سیل بار این آسیانگر که نهادم برآب چشم
💡 عفااللّه زین دو چشم سیل بارم که در روزی چنین هستند یارم