لغت نامه دهخدا
( چشم آور ) چشم آور. [ چ َ / چ ِ وَ ] ( اِ مرکب ) تعویذی که جهت محافظت از چشم بد بر کسی و یا بر جائی آورند. || اسب چشم سبز. ( ناظم الاطباء ).
( چشم آور ) چشم آور. [ چ َ / چ ِ وَ ] ( اِ مرکب ) تعویذی که جهت محافظت از چشم بد بر کسی و یا بر جائی آورند. || اسب چشم سبز. ( ناظم الاطباء ).
( چشم آور ) تعویذی که جهت محافظت از چشم بد بر کسی و یا بر جائی آورند. یا اسب چشم سبز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حقوق بنده بسی هست، پیش چشم آور عتاب و خشم ز حد رفت، سوی پشت انداز