چروک دار

مترادف‌ها

چروکیده، پر از چین و چروک

متضادها

صاف

لغت نامه دهخدا

چروکدار. [ چ ُ ] ( نف مرکب ) پوست بدن یا جامه یا پارچه ای دارای چین و چروک. دارای چین و شکنج. چین و چروکدار. رجوع به چروک شود.

جمله سازی با چروک دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استفاده از از طراحانی مانند نیل الیاس منشأ گرفته است که از آنها برای ضبط نحوه ساخت مدل های خود استفاده می کند. این امر به طراحان پرکارتر این امکان را می داد تا تمام مدل های خود را ردیابی کنند الگوهای چین دار بسیار سریع به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط ایده ها بین طراحان مورد استفاده قرار گرفت. پس از چند سال استفاده از این نوع، طراحانی مانند رابرت جی لنگ، مگورو توشیوکی،ماکاوا و پیتر انگل شروع به طراحی با استفاده از الگوهای چین و چروک کردند. این به آنها اجازه می داد با افزایش سطح پیچیدگی خلق کنند و هنر اوریگامی به رئالیسم بی سابقه ای رسید. اکنون بیشتر مدل های سطح بالاتر با الگوهای چین و چروک همراه هستند.

💡 صورت پیرمرد با آن خطوط عمیق و پوست چروک دار، حکایت از سال‌ها تجربه، سختی‌های زیاد زندگی و تلاش‌های بی‌وقفه او برای بزرگ کردن فرزندانش در شرایط سخت داشت.

💡 آن لباس قدیمی که سال‌ها در کمد انبار شده بود، حالا بسیار چروک دار و بی‌روح به نظر می‌رسید و نیاز به اتوکشی حرفه‌ای و مراقبت‌های ویژه داشت.

💡 با گذشت زمان و افزایش سن، پوست بدن انسان به تدریج چروک دار می‌شود که این موضوع کاملاً طبیعی است و بخشی از فرآیند بیولوژیکی پیری محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران