چرند و پرند گفتن

لغت نامه دهخدا

چرند و پرند گفتن. [چ َ رَ دُ پ َ رَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) چرند گفتن. پرت وپلا گفتن. حرف مفت زدن. چرت و پرت گفتن. مهمل بافتن.رجوع به «چرند» و «چرند پرند» و «چرند گفتن » شود.

فرهنگ فارسی

چرند گفتن. حرف مفت زدن

جمله سازی با چرند و پرند گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه دهخدا است، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی 'کدخدا و خداوند و بزرگ ده' است.

💡 الان درست پنجاه پنج روز و پنج ساعت و پنج دقیقه بود که من به بعضی ملاحظات چرند و پرند ننوشته بودم، یعنی عادت یک سال و نیمه خودم را ترک کرده بودم و چنان‌که همه ایرانی‌ها می‌دانند ترک عادت موجب مرض است. یعنی... و همان‌طور که خاقان مغفور فتحعلی‌شاه قاجار اگر روزی دو ساعت زیر سرسره عمارت نگارستان طاق‌واز نمی‌خوابید ناخوش می‌شد و...

💡 ايـن درّه داراى گـيـاهـان خـاردارى اسـت كه گوسفندان مى چرند و مردم آن ناحيه معتقدند كهخوردن آن علف براى دفع بيمارى جرب گوسفندان مفيد است، هم چنين بعضى از چشمه هاىآب گوگرد را آب ايوب مى نامند.