چادر سوز

لغت نامه دهخدا

چادرسوز. [ دَ / دُ ] ( نف مرکب ) پرده سوز. آنکه پرده نقاشی را بسوزد:
چو نقش حیله بر چادر نشانی
بدان نقاش چادرسوز مانی.نظامی.

فرهنگ فارسی

پرده سوز آنکه پرد. نقاشی را بسوزد ٠

جمله سازی با چادر سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كه همراه دوستم به صحرا رفتيم. اتفاقا در بيابان راه را گم كرديم ناگهان ! در سمتراست راهمان، در آن صحراى سوزان حجاز خيمه اى نظر ما را جلب كرد، به سوى آن خيمهرفتيم. وقتى رسيديم، سلام داديم. بانوى باحجابى از چادر بيرون آمد، جواب سلام مارا داد و پرسيد:

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز