پیکار کردن

لغت نامه دهخدا

پیکار کردن. [ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جنگ کردن. حرب کردن. نبرد کردن. رزم ساختن. پیکار ساختن. ملاهاة. معاقمة. لجاج. ( منتهی الارب ). منازعه. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ):
برآشفت و ما را بدان خوار کرد
بگفتار با شاه پیکار کرد.فردوسی.ورنه خوش آیدت همی قول من
با فلک گردان پیکار کن.ناصرخسرو.نکرد از جملگی اهل خراسان
کسی زو بیشتر با دهر پیکار.ناصرخسرو.گر تیغ میزنی سپر اینک وجود من
صلح است ازین طرف که تو پیکار میکنی.سعدی.چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را بنادانی شکستی.سعدی.تناحل؛ مجادله کردن. پیکار کردن با یکدیگر. ( مجمل اللغه ). محاناة؛ پیکار کردن با کسی در سخن. ( تاج المصادر بیهقی ). مماراة، مِراء؛ پیکار کردن با کسی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیکار کردن با. جنگ کردن با رزم کردن با: ور نه خوش آیدت همی قول من با فلک گردان پیکار کن. ( ناصرخسرو )

جمله سازی با پیکار کردن

💡 بدین ترتیب چند سال پس از ماجرای محبوس کردن قوام‌الدین، در نبردی که در حدود سال ۷۶۰ هجری قمری با نام جلالک مار پرچین رخ داد، درویشان مازندران به رهبری قوام‌الدین توانستند در جنگ بر سپاهیان چلاوی غلبه کنند. البته بر سر حوادث این نبرد اختلاف نظری میان منابع تیموری و مرعشی وجود دارد؛ منابع تیموری می‌گویند کیا افراسیاب و تعداد اندکی از نزدیکانش برای عرض ارادت به سوی دابو در حرکت بوده، قوام‌الدین و درویشان به حیله و نیرنگ نقشه‌ای کشیده و برای رسیدن به قدرت، او را کشتند و این در حالی است که ظهیرالدین از یک جنگ خبر می‌دهد و نقشهٔ درویشان را همچون تاکتیکی جنگی می‌نماید. به‌هرحال در این پیکار سواره‌نظامان چلاوی در باتلاقی که پیروان مرعشیه ساخته بودند، گیر کردند و افراسیاب چلاوی و چهار تن از پسرانش به نام‌های کیا حسین، کیا سهراب، کیا علی و کیا لهراسب و اکثر همراهانشان، با تیر و کمان به قتل رسیدند. در تاریخ رویان مرگ کیا افراسیاب ۲۸ اردیبهشت ۷۶۲ یادداشت شده‌است؛ ولی سید ظهیرالدین مرعشی زمان وقوع نبرد را در سال ۷۶۰ هجری می‌داند.

💡 ابا هرکسی رای ما آشتیست ز پیکار کردن سرماتهیست

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز