پیچیده دست

لغت نامه دهخدا

پیچیده دست. [ دَ / دِ دَ ] ( ص مرکب ) که دستی کژ دارد. کسی که دست او را پیچیده باشند و آن کنایه از ناتوان و زبونست. ( آنندراج ):
بدان سست پایان پیچیده دست
سکندر چه لشکر تواند شکست.نظامی.|| که دستی عضلانی دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت )۱- آنکه دستی کج داردکسی که دست او را پیچیده باشند. ۲- دارای دست ناتوان سست دست: بدان سست پایان پیچیده دست سکندر چه لشکر تواند شکست ? ( نظامم ) ۳- آنکه دستی عضلانی و قوی دارد.

جمله سازی با پیچیده دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تفاوت ساختار با سازه در آن است که ساختار یک فرم طبیعی دارد حال آنکه سازه دارای طراحی انسانی و مخلوق دست بشر است. ساختارها انواع مختلفی دارند. اجزای ساختار می‌توانند دارای ارتباطی طولی (سلسله مراتبطی) یا ارتباط عرضی (موازی) باشند یا دارای روابطی پیچیده‌تر باشند.

💡 دستور زبان فارسی با دستور زبان‌های دیگر زبان‌های هندواروپایی همانندی‌های بسیاری دارد. این زبان در دوره میانه بسیاری از ویژگی‌های دستوری پیچیده خود را، از جمله جنس دستوری، از دست داد و امروزه فارسی نو از اندک زبان‌های هندواروپایی بدون ساختار جنسی به‌شمار می‌رود.

💡 رشته نبود این که بر گلدسته ها پیچیده است بر کمر بسته است از دست رخت زنار گل

💡 از تردد پای خود بر یکدیگر پیچیده ایم دست ما عمریست کوتاه است از دامان ما

💡 با در دست داشتن این رابطه می‌توان قانون پیچیده ترکیب سرعتها را به رابطه ساده‌ای برای تبدیل چهار-بردار سرعت یک ذره از یک چارچوب به چارچوب دیگر تبدیل نمود. Uμ یک شکل ناوردا نیز دارد:

💡 وجود دارد که در آن، زمان اندازه‌گیری و زمان استراحت، مقدار قابل مقایسه‌ای دارند. در این مورد، یک وابستگی فرکانس حساسیت را می‌توان دید. برای یک نمونه تصادفی جهت‌دار، حساسیت پیچیده با توجه به رابطه زیر به دست می‌آید:

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز