پیمانه پر کردن

لغت نامه دهخدا

پیمانه پر کردن. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پر کردن جام شراب یا مکیله. || به سر آوردن هر چیز چون عمر و غیره:
بدوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه.سعدی.

فرهنگ فارسی

پر کردن جام شراب یا مکیله

جمله سازی با پیمانه پر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دهن اشتیاق، بوسه به پیمانه ریز گشت چو پیمانه پر، بر لب جانانه ریز

💡 چون شیشه سر به سجده نبردم که از غمش سجّاده‌ام ز اشک چو پیمانه پر نشد

💡 ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا تا سحر پیمانه پر کردی و کم دادی مرا

💡 عشاق را به دور تو از بادهٔ حیات قالب تهی فتاده و پیمانه پر شده است

💡 چشمم ز پهلوی دل دیوانه پر شده است از دست شیشه ام دل پیمانه پر شده است

💡 چو شد پیمانه پر گر شهد و گرسم تو را دولت اگر بیش است وگر کم

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز