لغت نامه دهخدا
پیله وا. [ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) پیلوا. پیله ور. ( فرهنگ ضیاء ).
پیله وا. [ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) پیلوا. پیله ور. ( فرهنگ ضیاء ).
پیله ور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلوغ کامل، لارو به شفیره تبدیل میشود. برخی از پروانهها و شبپرهها قبل از شفیره شدن، پیلهای ابریشمی میسازند تا از خود محافظت کنند، درحالیکه برخی دیگر این کار را نمیکنند و به زیر زمین میروند. شفیره پروانه دارای پوستی سخت است و معمولاً پیله ندارد. پس از تکمیل دگردیسی، حشره بالغ از شفیره خارج میشود.
💡 پس همچو کرم پیله ز جان گداخته بر کهنه گور تن کفن نو همی تنم
💡 کاور آلبوم از غوغا (ستاره ملکزاده)، گرافیست تشکل پیله است.
💡 چون کرم پیله پرده خود را کند تمام زان پرده گور او کند این دیر پرده در
💡 چون کرم پیله بر تن خود بیش ازین متن خرسند گرد و رنج جهان بیش ازین مبر
💡 کرم پیلهساز دارای بدنی دراز و نرم است که ممکن است دارای برآمدگیهای مو مانند یا سایر برجستگیها، سه جفت پای واقعی، بدون پاچه یا ۱۱ جفت پای شکمی (معمولاً هشت جفت) و قلابهایی به نام کروچههای آپیکال باشد. سینه معمولاً در هر بخش یک جفت پا دارد. سینه همچنین با بسیاری از منافذ تنفسی در هر دو میانقفس سینه و پسقفس سینه پوشیده شده است، به جز چند گونه آبزی که به جای آن شکلی از آبشش دارند.