لغت نامه دهخدا
پیل جامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) که عوام پیرجامه گویند. جامه فراخ و بلند. رُب دُشامبر. اما ظاهراً کلمه پی جامه و آن مأخوذ از پوی جامه هندی باشد. رجوع به پی جامه شود.
پیل جامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) که عوام پیرجامه گویند. جامه فراخ و بلند. رُب دُشامبر. اما ظاهراً کلمه پی جامه و آن مأخوذ از پوی جامه هندی باشد. رجوع به پی جامه شود.
( اسم ) جام. فراخ و بلند رب دشامبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زده آفتاب جامه به نیل وآسمان پیل پیل گشته ز بیل