لغت نامه دهخدا
پیغام رفتن. [ پ َ / پ ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پیغام فرستاده شدن. پیام داده شدن. پیام رفتن: سوی وی دو سه روز قریب شصت پیغام رفت البته اجابت نکرد. ( تاریخ بیهقی ).
پیغام رفتن. [ پ َ / پ ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پیغام فرستاده شدن. پیام داده شدن. پیام رفتن: سوی وی دو سه روز قریب شصت پیغام رفت البته اجابت نکرد. ( تاریخ بیهقی ).
( مصدر ) پیغام فرستاده شدن پیام رفتن: سوی وی دو سه روز قریب شصت پیغام رفت البته اجابت نکرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 " پیغام بر تغییر " سیستم تنها هر زمان که چگونگی و کیفیت روشنایی بنابر تغییر است، پیغام میفرستد، در مخالفت کردن با لایحه دی ام ایکس، داده – نقشه کامل، که بدون تغییر جاری میشود، است. این برای تعداد بیشتری ازتجهیزات بر روی تنها گذر، اجازه میدهد اما همچنین منجر به ازبین رفتن پیغامها میشود.