پیشانی کردن

لغت نامه دهخدا

پیشانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گستاخی کردن. بیشرمی نمودن:
سپر از غمزه ٔمست تو بیندازد چرخ
با دو ابروی تو خود کس نکند پیشانی.نزاری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گستاخی کردن بیشرمی کردن: سپر از غمز. مست تو بیندازد چرخ با دو ابروی خود کس نکند پیشانی. ( نزاری )

جمله سازی با پیشانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خط آتش فیلمی به کارگردانی فرید سجادی حسینی و علی سجادی حسینی و نویسندگی علی توکل‌نیا محصول سال ۱۳۷۳ است. علی سجادی حسینی (کارگردان) در بیست و ششم مهر سال هفتاد و سه هنگامی که با گروه خود سرگرم آماده کردن صحنه فیلمبرداری بود، ناگهان گلوله‌ای از سلاح‌های موجود در صحنه خارج شد و بر پیشانی وی نشست که باعث کشته شدن وی گردید. فیلم توسط برادرش فرید سجادی حسینی به اتمام رسید.

💡 به نان خشک قناعت نمی توان کردن چه نعمتی است که افلاک سر که پیشانی است!

💡 غم که با هر یکدمش عمری توان کردن نشاط حیف باشد حیف، آن را چین پیشانی کنی

💡 برای پیشانی تراشی و هم چنین برای تراش گوشه‌های تیز به کار برده می‌شوند. لبه برنده فرعی این رنده‌ها برای جدا کردن براده مناسب نیست و به این جهت در موقع تراش با این رنده‌ها باید حرکت آن‌ها از داخل کار به سمت خارج آن باشد.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز