پیش دیدن

لغت نامه دهخدا

پیش دیدن. [ دی دَ ] ( مص مرکب ) دیدن از قبل. || پیش بینی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱-دیدن از قبل.۲- پیش بینی کردن.

جمله سازی با پیش دیدن

💡 پیش از انجام تماشا همه افسانه شمار دیدنی نیست که آخر به شنیدن نرسد

💡 بهشت وصلت از جور رقیبان دوزخ من شد که در یک دیدنم صد بار باید پیش و پس دیدن

💡 منم عاشق کنون بر دیدن خویش حجاب اینجایگه رفته ببین پیش

💡 می‌کند در پیش پا دیدن نگاهم کوتهی بس که از شرم غدار او نظر دزدیده‌ام

صد یعنی چه؟
صد یعنی چه؟
کنان یعنی چه؟
کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز