پیروز کردن

لغت نامه دهخدا

پیروز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِفازه. ( زوزنی ). مظفر ساختن. فیروزی دادن. غالب گردانیدن. فاتح ساختن:
مرا گر جهاندار پیروز کرد
شب تیره بر بخت من روز کرد.فردوسی.شبان سیه تیره مان روز کرد
که مان بر همه کام پیروز کرد.فردوسی.مرا گر جهاندار پیروز کرد
شب تیره بر بخت من روز کرد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مظفر ساختن غالب گردانیدن فاتح ساختن: مرا گر جهاندار پیروز کرد شب تیره بر بخت من روز کرد. ( فردوسی )

جمله سازی با پیروز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۳۳۱ پیش از میلاد، سومین و آخرین رویارویی سپاه ایرانی و سپاه مقدونی رقم خورد. در ابتدا پیش‌بینی می‌شد که سپاه ایران پیروز شود؛ اما رویارویی مستقیم اسکندر با داریوش و وارد کردن جراحاتی به وی، سبب گریختن داریوش از میدان جنگ و از هم پاشیدن سپاه هخامنشی شد. بدین صورت شهر بابل به آسانی تسلیم اسکندر شد و کاهنان و مردم بابل، به دلیل صدمه‌های خشایارشای یکم به معبدهای بابل، از او استقبال کردند. پس از آن نیز شهر شوش (پایتخت زمستانی هخامنشیان) تسلیم شد.

💡 بار سوما مورد لطف پیروز یکم قرار گرفت و از وی خواست تا برای وابسته کردن مسیحی‌های ایران به شاهنشاه ساسانی به او اجازه دهد تا همه آن‌ها را نستوری گرداند، زیرا اگر آن‌ها پیرو آیین نستوری شوند خود به خود دشمن امپراتوری بیزانس به‌شمار می‌آیند و مجبور می‌شوند تا به پادشاه ساسانی تکیه کنند.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز