پیدا ساختن

لغت نامه دهخدا

پیدا ساختن. [ پ َ / پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) آشکار گردانیدن. هویدا کردن. پدید کردن. عرض. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آشکار کردن هویدا کردن پدید آوردن.

جمله سازی با پیدا ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین-غواص، شخصیت رایجی در اساطیر خلقت سنتی مختلف است. در این داستان‌ها، یک موجود برتر معمولاً حیوانی (اغلب پرنده، اما در برخی روایات سخت‌پوستان، حشرات و ماهی‌ها) را به ااعماق آب‌های اولیه می‌فرستد تا تکه‌هایی از شن یا گل را برای ساختن زمین قابل سکونت پیدا کند. برخی از محققان این اسطوره‌ها را به‌صورت روان‌شناختی و برخی دیگر از منظر کیهانی تفسیر می‌کنند. در هر دو مورد، تأکید بر آغازهایی است که از ااعماق سرچشمه می‌گیرند.

💡 دوماری پیش از ساختن اولین فیلم بلند خود، سابقهٔ ساخت سه فیلم کوتاه را داشت و زمانی که تحصیل در دانشگاه سوره را آغاز کرد، با پدرام پورامیری که در بیشتر آثارشان همکاری داشتند؛ قرار گذاشتند که پایان‌نامه‌شان یک فیلم سینمایی باشد. این طرح تحقق پیدا کرد. آنها پس از ساخت فیلم کوتاه نسبت خونی که با موفقیت‌هایی همراه شده بود، فیلم جان‌دار را ساختند که نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول شد. جان‌دار یک سال بعد از نگارش فیلمنامه‌اش مقابل دوربین رفت.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز