لغت نامه دهخدا
پی کننده. [ پ َ / پ ِ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عاقر. || دنبال کننده. رجوع به پی کردن شود.
پی کننده. [ پ َ / پ ِ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عاقر. || دنبال کننده. رجوع به پی کردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نَمانام شخصی ترکیبی منحصر به فرد از مهارت ها، تجربه و شخصیت شما است که میخواهید افراد دنبال کننده شما آن را ببینند و از سوی دیگر روایتگر داستان شما و احساسی است که مردم از شما کسب میکنند.
💡 دیدگاه نویسنده کسل کننده است، زیرا این فقط یک داستان عاشقانه ساده نیست، گاهی اوقات او واقعاً نمیتواند آن را تکمیل کند.
💡 إِنْ یُوحی إِلَیَّ بمن پیغام نیست إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ (۷۰) مگر آنکه نیستم من مگر آگاه کننده باز نمایندهای.
💡 در روزهای نخست ماه نوامبر ۲۰۱۵، مشخص شد که ویکا ورنیک اوپن کیدز را ترک کرد. در همان ماه، گروه منتخب بازیگران را برای شرکت کننده پنجم اعلام کرد.
💡 إِنَّا أَرْسَلْناکَ ما ترا فرستادیم بِالْحَقِّ بر سزاواری و براستی بَشِیراً وَ نَذِیراً شاد کننده و بیم نماینده، وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِیمِ و مپرس از حال دوزخیان از سختی و زاری و رسوایی.
💡 مردم بریتانیا از آنجا که حسابداری یک حرفه خستهکننده و کسل کنندهاست، جوکها و لطیفههای زیادی در این زمینه برای حسابداران ساختهاند.