پی برنده

لغت نامه دهخدا

پی برنده. [ پ َ / پ ِ ب َرَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه پی برد. آنکه دریابد. که مطلع شود. که آگاهی یابد. ملتقص. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با پی برنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه امی ساعات پربیننده شده است.

💡 او برای این نقش برنده بهترین نقش آفرینی یک بازیگر زن در جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک در سال ۲۰۰۸ شد.

💡 رخشنده چو خورشیدی و برنده چو شمشیر تا شمس و حُسام از همه میران لقب توست

💡 برنده تیغش در طبع و رنگ سیماب است که کرد روی بداندیشگانش پر ز خضاب

💡 چه گفت نصرة او ؟ گفت: من بروز وغا برنده خنجر او را همی فسان گردم

💡 وی همچنین برنده جوایزی همچون «جایزهٔ انجمن نویسندگان آمریکا»، جایزه ساترن و جایزه هوگو شده است.