لغت نامه دهخدا
پی افکن. [ پ َ / پ ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) بنیان کن. زیروزبرکننده. ویران سازنده. ازبن برانداز. کن فیکون سازنده: سیلی پی افکن؛ بنیان کن. || بنیان گذار. پی افکننده. برآورنده. بنیادنهنده.
پی افکن. [ پ َ / پ ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) بنیان کن. زیروزبرکننده. ویران سازنده. ازبن برانداز. کن فیکون سازنده: سیلی پی افکن؛ بنیان کن. || بنیان گذار. پی افکننده. برآورنده. بنیادنهنده.
بنیان گذار، بنیادنهنده، پی افکننده.
( صفت ) ۱- بنیان گذار پی افکننده بنیاد نهنده.۲- بنیان کنویران سازنده زیر و بر کننده سیل پی افکن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهارشنبه ۸ اوت ۲۰۱۷ پس از تهدید کره شمالی مبنی بر حمله به مناطق اطراف جزیره گوام تحت حمایت آمریکا، کره جنوبی از اعزام بمب افکنهای راهبردی ارتش ایالات متحده آمریکا به این کشور خبر داد.
💡 ای قبله مه رویان برقع به عذار افکن بر آئینه خورشید عکس شب تارافکن
💡 از چه معشوق، ازل بی پرده گردید آشکارا گرنه عشقش پرده افکن زان جمال نازنین شد
💡 ورژنی از این هواپیما تا اوائل دههٔ ۱۹۷۰ در خدمت نیروی هوایی ایالات متحده بود که در این نیرو بی-۶۶ دیسترویر نام داشت که به عنوان بمب افکن تاکتیکی، جنگندهٔ الکترونیک (ئی بی-۶۶سی) و بمب افکن شناسایی (آربی-۶۶) خدمت میکرد.
💡 بمب افکن شیرجهای گونهای بمب افکن است که با شیرجه مستقیم بر روی هدف، دقت اصابت بمب را افزایش میدهند.
💡 چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد سگ نهای شیری چه باشد بهر نان چندین شتاب