پول پول شدن
مترادفها
پولدار شدن، ثروتمند شدن، مایه دار شدن
متضادها
فقیر شدن، ورشکست شدن
لغت نامه دهخدا
پول پول شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شکسته شدن ظرف چینی و مانند آن بقطعات بسیار خرد. بقطعات خرد و کوچک شکسته شدن چنانکه ظرفی چینی یا سفالی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شکسته شدن ظرف چینی و سفالی و مانند آن بقطعات بسیار کوچک.
جمله سازی با پول پول شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روحانی که پیشتر اعلام کرده بود مستقل میآید، در همایش اعلام کاندیداتوری خود گفت: رئیسجمهوری باید مسئولیت را به عهده بگیرد که ملی باشد نه حزبی. وی تدوین «منشور حقوق شهروندی» را از جمله اولویتهای خود در صورت انتخاب برای ریاست جمهوری عنوان کرد و گفت: دولت من، دولت پول است و گفتمان آن، «پول پول پول،فقط با روحانی جون» است.