جزغاله شدن
مترادفها
زغال شدن، سوختن
لغت نامه دهخدا
جزغاله شدن. [ ج ِ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، سخت سوختن چنانکه آب نماند یا بسیار کم ماند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
در تداول عامه سخت سوختن چنانکه آب نماند یا بسیار کم ماند.
زغال شدن، سوختن
جزغاله شدن. [ ج ِ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، سخت سوختن چنانکه آب نماند یا بسیار کم ماند. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول عامه سخت سوختن چنانکه آب نماند یا بسیار کم ماند.