لغت نامه دهخدا
پهناپشت. [ پ َ پ ُ ] ( ص مرکب ) دارای پشتی پهن و عریض: ادک؛ اسب پهنا پشت یا عام است. ( منتهی الارب ).
پهناپشت. [ پ َ پ ُ ] ( ص مرکب ) دارای پشتی پهن و عریض: ادک؛ اسب پهنا پشت یا عام است. ( منتهی الارب ).
( صفت )دارای پشتی پهن و عریض:اداکاسب پهناپشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جبر خطی عددی، الگوریتم کاتهیل مکی الگوریتمی برای تغییر دادن یک ماتریس خلوت (که کم پشتی متقارن دارد) به یک ماتریس نواری با پهنای باند کوچک است.
💡 پشت کمان طعنه ز هر جا شود بلند پهنای سینه را هدف تیر میکنم
💡 این دو بیت جزو که به تفریق تحریر افتاد جزو آن غزل است که سه فرد در پشت مسطر مسطور است، یک دهن خواهم به پهنای فلک.
💡 شبی تاریک و طوفانی بود. بیوهٔ جوان به مرد غریبه که از سر و رویش آب میچکید و کف آشپزخانهٔ زن را خیس میکرد، خیره شد. زن گفت: «به شما گفتم شوهرم خانه نیست.» مرد به پهنای صورت لبخند زد، در را پشت سرش بست و گفت: «به من چیزی بگویید که نمیدانم.»