لغت نامه دهخدا
پهن بازو. [ پ َ ] ( ص مرکب ) دارای بازویی پهن و ضخم: رجل ٌ شبح الذراعین و مشبوح الذراعین؛ مرد پهن بازو. ( منتهی الارب ). شباحة؛ پهن بازو گردیدن.
پهن بازو. [ پ َ ] ( ص مرکب ) دارای بازویی پهن و ضخم: رجل ٌ شبح الذراعین و مشبوح الذراعین؛ مرد پهن بازو. ( منتهی الارب ). شباحة؛ پهن بازو گردیدن.
( صفت ) دارای بازویی پهن و ضخیم: [ رجل شیخ الذراعین مرد پهن بازو.]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باسیلیکای قدیمی سن پیترز بین سالهای ۳۱۹ و ۳۳۰ میلادی به دستور کنستانتین بزرگ ساخته شد. این بنا که به فرم باسیلیکا ساخته شده بود، یک سالن پهن و دو بازو در اطراف داشت که به بنا شکل صلیب میداد. طول بنا بیش از ۱۰۳٫۶ متر بودهاست.