پل گردان

مترادف‌ها

پل متحرک

لغت نامه دهخدا

پل گردان. [ پ ُ ل ِ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پل متحرک.

فرهنگ فارسی

پل متحرک

جمله سازی با پل گردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بشد تا بر مبتر از قلب راست بگشت و ز گردان هم آورد خواست

💡 ای شاه همه شاهان زیبنده شاهی زیبد که نیندیشی از گنبد گردان

💡 خدايا، اين دختر را به شفاى خود شفا ده، و به دواى خود درمان بخش، و به عافيت خود،تندرست گردان.))

💡 سپهبد برآشفت و گفت از نبرد مرا چرخ گردان نگوید که گرد

💡 خداوندا!.... دعاى خير حضرت بقيّة اللّه - ارواحنا فداه - راشامل حال مان گردان.(70)

💡 اى زنده، اى پايدار! به سبب رحمتت پناه مى جويم، تمامى كارهايم را اصلاح گردان، و مرا به خودم وامگذار. (103)

💡 پل گردان در بنادر بزرگ جهان برای اجازه دادن به کشتی‌های عظیم جهت عبور از مسیرهای آبی و رودخانه‌ها به صورت مکانیکی باز می‌شود.

💡 تکنولوژی به کار رفته در ساخت پل گردان بسیار پیچیده است و نیاز به سیستم‌های کنترل دقیق برای مدیریت چرخش بخش‌های مختلف آن دارد.

💡 در برخی شهرهای قدیمی، پل گردان یکی از نمادهای مهندسی مکانیک است که با باز و بسته شدن خود، جریان حمل‌ونقل دریایی را مدیریت می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران