لغت نامه دهخدا
( پس آنگاه ) پس آنگاه. [ پ َ ] ( ق مرکب ) سپس:
برو کرد جوشن همه چاک چاک
پس آنگاه بر تارکش ریخت خاک.فردوسی.پس آنگاه بهرام و ایزد گشسب
نشستند با جنگجویان بر اسب.فردوسی.
( پس آنگاه ) پس آنگاه. [ پ َ ] ( ق مرکب ) سپس:
برو کرد جوشن همه چاک چاک
پس آنگاه بر تارکش ریخت خاک.فردوسی.پس آنگاه بهرام و ایزد گشسب
نشستند با جنگجویان بر اسب.فردوسی.
( پس آنگاه ) سپس.
سپس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکنون چو برید خواهم، ای ماه، از تو از جان کنم آغاز، پس آنگاه از تو
💡 بود هیچ ممکن که شه در گذارد؟ نخستین گناهش پس آنگاه او را
💡 به مدح شاه پس آنگاه بر حریر سپید شدم ز خامه به مشک سیاه گوهر بار
💡 يعنى: در طلاقى كه شوهر مى تواند رجوع كند، دو مرتبه است پس آنگاه كه طلاق داد يارجوع و نگهدارى زن نمايد به خوشى و سازگارى، يا رها كند و خير انديشى كند)).
💡 طبعش غواصیی نمود و پس آنگاه سر بدر آورد کای ادیب سخندان
💡 پس آنگاه حقايق مهم و بسيارى از معارف مربوط به مبداء و معاد و شرايع عامه از اوامر ونواهى و غير آن را بيان مى كند.