پری پت

لغت نامه دهخدا

پری پت. [ پْری / پ ِ پ ِ ] ( اِخ ) شعبه ای از رود دنیپر که از مردابهای پینسک میگذرد و 810 هزار گز طول دارد.

فرهنگ فارسی

شعبه ای از رود دنیپر

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:پریپیات

جمله سازی با پری پت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو حیدر در جهان دیوانه گردم روز و شب تا به پیش من پری رخسار من باز آورید

💡 با خیال آن پری خو کرده ام ناصح برو خوش نمی آید ملاقات بنی آدم مرا

💡 حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری داند پری افسونگری اما تو چیزی دیگری

💡 این داستان‌ها از سنت‌های رایج وام گرفته شده‌اند، و سبکی جذاب دارند. در آنها، واقعیت به‌گونه‌ای دلپذیر با تخیل می‌آمیزد، و در پریان و دیگر پرسوناژنمادها تجسم می‌یابد.

💡 a نرهای پریان و شانه‌سفید و امپراتور گینه نو وارد پرهای تولک موسمی نمی‌شوند.

💡 همچنین سازندگان این فیلم، سکانسی را که در آن ایان توسط سه پری دریایی به خلسه می‌رفت را به دلیل ناخوشایند بودن حذف‌کردند.