پای سنگین
مترادفها
متین، باوقار، استوار
لغت نامه دهخدا
پای سنگین. [ ی ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) استواری. پائی که از جائی نجنبد. ( تتمه برهان قاطع ). || [ ی ْ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه دیردیر بدیدار کسان و دوستان شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- پایی که از جای نجنبد. ۲- آنکه دیر دیر بدیدار کسان و دوستان رود.
جمله سازی با پای سنگین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خاک گشت و فیض استقبال پابوست نیافت خواب پای محمل این مقدار سنگین بوده است
💡 فراغت دارد از بیتابی ما چرخ سنگین دل اثر از نقش پای مور در خارا نمی ماند
💡 او در تمامی جلسات مدیریت شرکت، با رفتاری بسیار پای سنگین و متین حضور مییابد که باعث میشود همه اعضای هیئت مدیره به او اعتماد کنند.
💡 برای اینکه بتوانید در دنیای پیچیده سیاست موفق شوید، باید در مواجهه با چالشها، همیشه رفتاری پای سنگین و دور از هیجانات لحظهای داشته باشید.
💡 او با آن نگاه پای سنگین و آرامش خاص خود، توانست در میان هیاهو و آشوبهای موجود، بهترین و منطقیترین تصمیم را برای آینده شرکت بگیرد.