لغت نامه دهخدا
پاکیزه شدن. [ زَ / زِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) طیب. طیبت. تطیاب. ( تاج المصادر بیهقی ).
پاکیزه شدن. [ زَ / زِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) طیب. طیبت. تطیاب. ( تاج المصادر بیهقی ).
( مصدر ) پاک شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نوری کز سواد مردمک روشن برون آید ازین ظلمت سرا پاکیزه می باید شدن بیرون
💡 برای تهیهٔ شیرهٔ خرما، مقدار فراوانی خرما را در محوطهٔ پاکیزه و سرپوشیدهای بر روی هم انبار میکنند، پس از مدتی بر اثر فشرده شدن، شیره خرما به شکل مایعی غلیظ از زیر تودهٔ خرما روان میشود.
💡 اوتنپیشتی، گیلگمش و اور-شانابی را طرد میکند تا پس از پاکیزه شدن گیلگمش به اوروک برگردند.
💡 تو خواهی شدن سوی ایران زمین به نزد منوچهر پاکیزه دین