پر جرات
مترادفها
شجاع، جسور، بیباک، دلیر
متضادها
ترسو، بزدل
لغت نامه دهخدا
پرجرأت. [ پ ُ ج ُ ءَ ] ( ص مرکب ) پردل. پرجگر. دلیر. دل آور. دل دار. نیو.
جمله سازی با پر جرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علم را گر نگردد راستی بال و پر جرات به تنهایی زدن بر قلب لشکر از که می آید؟