لغت نامه دهخدا
پاشنه گز. [ ن َ / ن ِ گ َ ] ( نف مرکب، اِمرکب ) حمارقبان. ( خواص الحیوان ). حمارقپان. ( ترجمه ٔخواص الحیوان ). پاشنه گزَک. رجوع به پاشنه گزک شود.
پاشنه گز. [ ن َ / ن ِ گ َ ] ( نف مرکب، اِمرکب ) حمارقبان. ( خواص الحیوان ). حمارقپان. ( ترجمه ٔخواص الحیوان ). پاشنه گزَک. رجوع به پاشنه گزک شود.
( اسم ) جنس ماده سوسک حمام.
حمارقبان حمارقپان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبنای طراحی فونداسیونهای دکلهای مخابراتی جهت لهیدگی و واژگونی استوار است. در استاندارد EIA-RS-222-F برای فونداسیونها حداقل عمق طی فرمولهائی تعریف شده با توجه به اینکه دکلها در برابر وزش باد مستعد واژگونی هستند مقرون به صرفهترین نوع فونداسیونها فونداسیونهای عمقی میباشد؛ که در دکلهای خودایستا به دلیل بروز کشش در یکی از پایهها به صورت پاشنهای و در دکلهای مونوپل به دلیل بروز گشتاور زیاد در پای دکل به صورت شمعی طرح میشود.
💡 تمامی بانیدنگهای معمول و امروزی اسکی آلپاین، کفش را از پاشنه و پنجه به اسکی متصل میکند.