ویژه کردن
مترادفها
اختصاص دادن، متمایز کردن، جدا کردن، برگزیدن
متضادها
عمومی کردن
لغت نامه دهخدا
ویژه کردن. [ ژَ / ژِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خالص کردن. بی آمیزش ساختن. اخلاص. ( ترجمان القرآن ). پاک و خالص کردن:
جهان ویژه کردم ز پتیاره ها
بسی شهر کردم بسی باره ها.فردوسی.جهان ویژه کردم به بُرّنده تیغ
چرا دارد از من به دل شاه ریغ؟فردوسی.|| خاص کردن. مخصوص کردن. || از خواص و مقربان خود قرار دادن. رجوع به ویژه و شواهد آن شود.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- خالص کردن بی آمیزش ساختن اخلاص. ۲ - خاص کردن مخصوص کردن. ۳ - از خواص و مقربان خود قرار دادن.
جمله سازی با ویژه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «میخواهم از مایکل جکسون برای حضور در اینجا برای کمک کردن در اهدای جوایز تشکر ویژه بکنم. کارهای مایکل در حق کودکان محروم و معلول نشانگر تعهد عمیق وی به آنهاست؛ و من خوشحالم که او را به عنوان «سفیر [سازمان خیریهٔ] نقاط نور» معرفی کنم. ما برای شما آرزوی بهترینها را میکنیم قربان، به همان صورت که خودتان در زندگی بچهها نور به ارمغان میآورید.»
💡 نظریهٔ بازی یا نگره بازی با استفاده از مدلهای ریاضی به تحلیل روشهای همکاری یا رقابت موجودات منطقی و هوشمند میپردازد. نگرهٔ بازی، شاخهای از ریاضیات کاربردی است که در علوم اجتماعی و به ویژه در اقتصاد، زیستشناسی، مهندسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم رایانه، بازاریابی، فلسفه و قمار مورد استفاده قرار میگیرد. نگرهٔ بازی در تلاش است تا بهوسیلهٔ ریاضیات، رفتار را در شرایطِ راهبردی یا در یک بازی که در آنها موفقیتِ فرد در انتخاب کردن، وابسته به انتخاب دیگران میباشد، برآورد کند.