پاکیزه کردن

مترادف‌ها

تمیز کردن، پاک کردن، شستن

متضادها

آلوده کردن، کثیف کردن

لغت نامه دهخدا

پاکیزه کردن. [ زَ / زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تقدیس. تهذیب. ( دهار ) ( تاج المصادر ). || تنظیف. پاک کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاک کردن تمیز کردن.

جمله سازی با پاکیزه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برطرف‌کردن آلاینده‌ها معمولاً از راه نمناک یا خیس کردن سطوح و سپس شستن و پاک کردن آن سطح صورت می‌گیرد. گردگیری به روش خشک نیز از راه‌های پاکیزه کردن محیط است.

💡 از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان می‌توان به خانه تکانی یا به عبارتی پاکیزه کردن خانه و کاشانه و پوشیدن لباس و تهیه نمودن انواع شیرینی مثل (لدو) گلاب حامن، رس ملائی، کیک، برفی، شکرپاره، کریم رول، سوهان حلوا، و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام اشاره نمود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران