ورق افتاب
لغت نامه دهخدا
( ورق آفتاب ) ورق آفتاب. [ وَرَ ق ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در اصطلاح گنجفه بازان ورقی که در آن صورت آفتاب نوشته باشند و کنایه از رخساره محبوب و معشوق باشد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). کنایه از رخساره محبوب و معشوق باشد. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
( ورق آفتاب ) در اصطلاح گنجفه بازان ورقی که در آن صورت آفتاب نوشته باشند و کنایه از رخساره محبوب و معشوق باشد کنایه از رخساره محبوب و معشوق باشد
جمله سازی با ورق افتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط تو بر ورق آفتاب حکم نوشت شکوه حسن تو این مور را سلیمان کرد
💡 بر نام هیچکس رقم روز خوش نبود خواندیم هر دو رو ورق آفتاب را
💡 ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط حسنت کشیده بر ورق آفتاب خط
💡 مهدی بگوی و از شرف نام نامیش طغرای فخر، بر ورق آفتاب کش
💡 تا شود از زلف او حجت خوبی تمام خط مسلسل کشید بر ورق آفتاب
💡 ز دیده تو شود خیره، چشم گستاخی که بر ورق ورق آفتاب میگردد