لغت نامه دهخدا
( گرد آفتاب ) گرد آفتاب. [ گ َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غباری باشد که در پرتو آفتاب که از روزنه بر جایی افتد ظاهر گردد و آن را به عربی سعراره خوانند. ( برهان ).
( گرد آفتاب ) گرد آفتاب. [ گ َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غباری باشد که در پرتو آفتاب که از روزنه بر جایی افتد ظاهر گردد و آن را به عربی سعراره خوانند. ( برهان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا ز شعر سبز بر به سایبان یا حریر ست آن به گرد آفتاب
💡 چنان تیرهگون شد ز گرد آفتاب که گفتی همی غرقه ماند در آب
💡 در انتظار تو هر صبح چشم بر ره شامم بیا و دیدهام از گرد آفتاب برآور
💡 زاف است آنکه حلقه زند گرد آفتاب با مشک می دمد ز بناگوش مشتری
💡 بر گرد آفتاب کشیده خط عبیر در حُقه عقیق نهاده دُر عدن