عنبر تر

لغت نامه دهخدا

عنبر تر. [ عَم ْ ب َ رِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عنبر تازه. || کنایه از خط و خال محبوب و معشوق باشد. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). || کنایه از زلف معشوق و محبوب باشد. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). || عنبر ماهی. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به عنبر شود.

فرهنگ فارسی

عنبر تازه کنایه از خط و خال محبوب و معشوق باشد

جمله سازی با عنبر تر

💡 بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده‌ای آتشی در جگر لاله حمرا زده‌ای

💡 با وجود رخ و زلفین عبیر افشانت صفت برگ گل و عنبر تر نتوان کرد

💡 گویی به گرد روی تو آن زلف دلستان توده شده است عنبر تر گرد گلستان

💡 مویت از عنبر تر فرق ندارد مویی نافه مشک برد از سر زلفت بویی

💡 پریر وقت سحر چون نسیم باد شمال همی رساند به ارواح بوی عنبر تر

💡 همه شب زلفِ تو بر گردنِ من پیچیده هم چو از عنبر تر تافته ماری بودی

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز