لغت نامه دهخدا
واپس افتاده. [ پ َ اُ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) عقب افتاده. در راه پس مانده. دیری کننده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به واپس افتادن شود.
واپس افتاده. [ پ َ اُ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) عقب افتاده. در راه پس مانده. دیری کننده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به واپس افتادن شود.
عقب افتاده در راه پس مانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روم واپس که در این راه باریک هنوزم نی خر افتاده ست و نی خیگ
💡 جناب فاطمه عليه السلام از زمره آل پيامبر واهل بيت او و ذوى القربى است و به تحقيق حضرت وصى امام على عليه السلام در وصف وتعريف آل نبى فرموده است: ايشان موضع سر الهى، و صندوق دانش او، و مرجع حكماو، و مخزنهاى كتاب هاى او، و كوه هاى دين اويند، خداوند به وجود ايشان پشت خم شده دستخود را (يا نبى خود را )راست گردانيده است و لرزش پشت او را برده او را برده است...احدى از اين امت با آل محمد - صلوات الله عليهم - قياس نمى شود، و به ايشان برابركرده نمى شود، كسى كه نعمتهاى ايشان بر او جارى است (يعنى همگى از نعمت هاىآل محمد متنعم اند، پس چگونه با آنها برابرى مى كنند ). ايشان اساس دين و ستون يقيناند، غلو كننده به ايشان باز مى گردد، و واپس افتاده به ايشان مى پيوندند ( يعنىايشان ترازى عدل الهى اند كه همگى بايد بدان سنجيده شوند )، خصيصه هاى حق ولايتمر ايشان رااست، و وصيت و وراثت در ايشان است (ايشان اولياى دين، و اوصياى پيغمبر وورثه اويند).(258)