لغت نامه دهخدا
وادریافتن. [دَرْ ت َ ] ( مص مرکب ) جبران کردن. تدارک. تلافی. ( دهار ). || دوباره دریافتن. مجدداً دریافتن.
وادریافتن. [دَرْ ت َ ] ( مص مرکب ) جبران کردن. تدارک. تلافی. ( دهار ). || دوباره دریافتن. مجدداً دریافتن.
( مصدر ) ۱ - تلافی کردن جبران کردن. ۲ - دوباره یافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهمیت معماری اسلامی وقتی آشکار میشود، که بدانیم در ساختههای این دوره به کاربرد مادی و معنوی بناها ـ که از مهمترین ویژگیهای آن است ـ توجه شدهاست برای دریافتن اهمیت این ویژگیها در گسترش معماری شایستهاست طبقهبندی بناهای دوره اسلامی و کاربرد آنها را مشخص کنیم.
💡 توان دریافتن راز دل از چشم سخن گویش به معنی همچنان کز لفظ جویا پی توان بردن
💡 از محبت باز جان را قوت پرواز بخش تا بر او آسان نماید آشیان دریافتن
💡 روی جانان را که ذوق جان مشتاقان از اوست وصل بی یک انتظاری یا گمان دریافتن
💡 سهراب پس از آگاهی از اصالت خویش، دریافتن پدرش رستم تصمیم میگیرد که ابتدا ایران و سپس توران را فتح کرده و پدر خود را بر تخت شاهی هر دو کشور بنشاند. افراسیاب پادشاه توران پس از اطلاع از نیّت سهراب، او را با سپاهی راهی مرزهای ایران کرد. کیکاووس پادشاه ایران پس از با خبر شدن از این لشکرکشی، رستم را برای مقابله با آن به جبههٔ نبرد اعزام میکند.