لغت نامه دهخدا
هواکشیدن. [ هََ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) هوا خوردن. در اصطلاح فاسد شدن چیزی که مجاورت ممتد با هوا آن را تباه می کند چون روغن و پنیر و... ( از یادداشتهای مؤلف ).
هواکشیدن. [ هََ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) هوا خوردن. در اصطلاح فاسد شدن چیزی که مجاورت ممتد با هوا آن را تباه می کند چون روغن و پنیر و... ( از یادداشتهای مؤلف ).
هوا خوردن در اصطلاح فاسد شدن چیزی که مجاورت ممتد با هوا آنرا تباه می کند چون روغن و پنیر و...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنفس فرایند منظم نفس کشیدن است که در آن هوا توسط فرایند دم وارد ریه و آلوئولها شده و در فرایند بازدم از ریه خارج میشود. زمانی که انسان شروع به نفس کشیدن میکند هوا وارد نای شده و از طریق نایژهها وارد ریه میشود. دستگاه تنفس و راه هوایی توسط قفسه سینه، ستون فقرات و جناغ سینه محافظت میشود.