هم پنجگی

لغت نامه دهخدا

هم پنجگی. [ هََ پ َ ج َ / ج ِ ] ( حامص مرکب )هم پنجه شدن. پنجه درافکندن. نبرد کردن:
به هم پنجگی پیل را بشکنم
شه پیلتن بلکه پیل افکنم.نظامی.

فرهنگ فارسی

هم پنجه شدن پنجه در افکندن

جمله سازی با هم پنجگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از قوی پنجگی خیل فنا عبرت گیر کز دلیری به زمین قامت رستم زده‌اند

💡 پنجهٔ دیو به بازوی ریاضت بشکن کاین به سر پنجگی قوت جسمانی نیست

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز