فرهنگستان زبان و ادب
{co-curing} [شیمی، مهندسی بسپار- تایر] ← هم ولکانش
{co-curing} [شیمی، مهندسی بسپار- تایر] ← هم ولکانش
💡 جهانی آرزوها پخت و رفت از خود به ناکامی دو روزی من هم اینجا خونبهای خویش میجویم
💡 گفت ای مسکین که بهر لقمه یی برهر دری اندرین سودا که پختی خام کردم نان خویش
💡 ز عیان چه بهره بردمکه خیال هم توان پخت سر بیدماغ تحقیق سر زیر پر ندارد
💡 تو را چه شصت و چه هفتاد چون نخواهی پخت گلی به دست نداری چه خار میخاری
💡 ز گندمی نتوان پخت نان وجوع نشاند چو گشت خرمن و خروار وقت برگ و نواست
💡 خیال وصل بسی پخت این دل پر شور بدست هیچ نیامد از آن خیال دریغ