لغت نامه دهخدا
اطلط. [ اَ ل َ ] ( ع ص / ن تف ) داهیة. ( متن اللغة ). مرد نیک زیرک و رسا. ( منتهی الارب ): هو اطلط منه؛ او زیرکتر است از آن. ( ناظم الاطباء ).
اطلط. [ اَ ل َ ] ( ع ص / ن تف ) داهیة. ( متن اللغة ). مرد نیک زیرک و رسا. ( منتهی الارب ): هو اطلط منه؛ او زیرکتر است از آن. ( ناظم الاطباء ).